یعنی ولی فقیه در راس نظام باشد اما قانون اساسی اصلاح شود. تا زمانی که این طرز تفکر غالب است خطر جدی نظام را تهدید نمی کند اما زمانی که خواسته های مصلحانه این طرز تفکر پاسخ داده نشود ممکن است در سالهای آینده تفکری که در صدد حذف نظام است قدرت بگیرد اگر اکنون اصلاح قانون اساسی مطرح شود اکثریت بالای مردم به اصلاحات در چارچوب نظام رای خواهند داد
در بین تئوری های حکومتی از بدو خلقت بشر تا کنون حکومت پادشاه حکیم عادل و حکومت حکما بهترین تئوری شناخته شده اما یک خطر برای این نوع حکومت بیان گردیده و آن هم احتمال بالای سقوط آن در دام استبداد لذا بشر به حکومت دمکراسی رضایت داده است. حکومت حکما صلاح دنیا و آخرت بشر را به دنبال دارد و حکومت دموکراسی در صدد تامین نیازهای مادی بشر است. حکومت ولایت فقیه اگر به درستی ساز و کار آن طراحی و اجرا شود و مجلس خبرگان مجلس قوی و مورد اعتماد ملت باشد در آن صورت نظام ولایت فقیه بهترین الگوی حکومتی برای مومنین خواهد بود.
طی یک سال گذشته انتقاد ها به این شیوه حکومتی افزایش یافته است برخی تند روی و افراط کرده و از ریشه این شیوه حکومت را رد می کنند اما عده دیگر به سازو کارهای قانونی اجرای این نظام انتقاد دارند اما اصل نظام ولایت فقیه را تائید می کنند خوشبختانه این دیدگاه دیدگاه غالب است و افراد تحصیل کرده و واقع بین و دیندار بیشتر خواستار حفظ نظام و اصلاح در درون آن هستند. یعنی ولی فقیه در راس نظام باشد اما قانون اساسی اصلاح شود. تا زمانی که این طرز تفکر غالب است خطر جدی نظام را تهدید نمی کند اما زمانی که خواسته های مصلحانه این طرز تفکر پاسخ داده نشود ممکن است در سالهای آینده تفکری که در صدد حذف نظام است قدرت بگیرد اگر اکنون اصلاح قانون اساسی مطرح شود اکثریت بالای مردم به اصلاحات در چارچوب نظام رای خواهند داد اما اگر انتخابات اصلاح قانون اساسی به 5 یا 10 سال آینده موکول شود و به دیدگاه های منتقدین مصلح درون نظام توجه نشود معلوم نیست نتیجه انتخابات چه باشد و اکثریت مردم به چه نوع سیستم حکومتی رای خواهند داد لذا ضرورت دارد بزرگان نظام و مجلس شورای اسلامی در این خصوص بررسی و تحلیل عمیق انجام دهند و بدانند که تصمیم صحیح به خواست امام که حفظ نظام بود جامع عمل خواهد پوشید حفظ نظام با تدبیر و تصمیمات خردمندانه و عقل جمعی همواره محقق می شود نه با روشهای دیگر.
|